تبليغاتX
به عشق و به یاد و برای سامان ...

اگه يه روز بري سفر ... بري زپيشم بي خبر
اسير روياها مي شم ... دوباره باز تنهامي شم
به شب مي گم پيشم بمونه ... به باد مي گم تا صبح بخونه
بخونه از ديار ياري ... چرا مي ري تنهام مي ذاري
اگه فراموشم کني ... ترک آغوشم کني
پرنده دريا مي شم ... تو چنگ موج رها مي شم
به دل مي گم خواموش بمونه ... ميرم که هر کسي بدونه
مي رم به سوي اون دياري ... که توش من رو تنها نذاري


اگه يه روزي نوم تو تو گوش من صدا کنه
دوباره باز غمت بياد که منُو مبتلا کنه
به دل مي گم کاريش نباشه ... بذاره درد تو دوا شه
بره توي تموم جونم ... که باز برات آواز بخونم
كه باز برات آواز بخونم...

اگه بازم دلت مي خواد يار يک ديگر باشيم
مثال ايوم قديم بشينيم و سحر پاشيم
بايد دلت رنگي بگيره ... دوباره آهنگي بگيره
بگيره رنگ اون دياري ... که توش من رو تنها نذاري

اگه مي خواي پيشم بموني ... بيا تا باقي جووني
بيا تا پوست به استخونه ... نذار دلم تنها بمونه
بذار شبم رنگي بگيره ... دوباره آهنگي بگيره
بگيره رنگ اون دياري ... که توش من رو تنها نذاري

 

+ نوشته شده توسط مومیت در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 و ساعت 16:22 |

 

 

 

بدترین غم این نیست که عشقت تو رو بذاره بره....

 بدترین غم این نیست که بفهمی دیگه دوستت نداره...

بدترین غم این نیست که بفهمی یکی دیگه رو دوست داره...

بدترین غم اینه که یکی بمیره بعد بفهمی عاشقت بوده

+ نوشته شده توسط مومیت در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 و ساعت 16:21 |

کجا بــودي وقتي برات شکستـم             يخ زده بود شـاخه گُلم تو دستـــم

کجــا بـودي وقتــي غريبــي و درد            داشت مـن تنها رو ديوونه ميـــکـرد

کجــا بودي وقتي کنـار عکســـات            شبا نشستم به هواي چشمـــات

کجا بــودي ببيني مــن ميســـوزم            عيــن چشــات سيـاهه رنـگ روزم

ســـرزنشــــاي مردمـــو شنيـــدم            هــر چــي که باورت نميشه ديـدم

کنـــايه هــاشونــو به جون خريدم            نبــود ستــاره ام شبـا گريه چيـدم

کجا بودي وقتي اشکــام ميريخت           خون جاي گريه از چشام ميـريخت

کجـــا بودي وقتـــي آبـــروم مـــرد           امــا به خـاطر چشات قسم خـورد

کجـــا بودي وقتي که پرپر شـــدم           سوختم و از غمت خاکستر شدم

                               خنده واسه هميشه از لبـام رفت

                          رسيدن از مرمر رويــاهـــــام رفت

 

 

+ نوشته شده توسط مومیت در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 و ساعت 16:20 |

 

از خاکم.....نه از بادم....نه در بندم.....نه ازادم .....نه ان لیلاترین مجنون.......نه شیرینم نه فرهادم......فقط مثل تو غمگینم .......فقط مثل تو دلتنگم.......اگر ابی تر از ابم ......اگر همزاد مهتابم........بدون تو چه بی رنگم.......بدون تو چه بی تابم.......ای که دور از منی وقلب منی......با خبر باش که دنیای منی

+ نوشته شده توسط مومیت در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 و ساعت 16:17 |
 

یادته یه روزبهم گفتی هروقت خواستی گریه کنی برو زیر بارونکه

 

نکنه نامردی اشکاتو ببینه و بهت بخنده.....

 

گفتم اگه بارون نبود چی؟ گفتی: اگه چشمای تو بباره آسمون گریش

میگیره...

 

گفتم یه خواهش دارم.وقتی آسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار....

 

حالا امروز من دارم گريه مي کنم اما آسمون نمي باره ..

 

. تو هم اون دور دورا ايستادي و بهم مي خندي ... 

 

 

 

رفتم تا آسمان ها..رسيدم به خدا...گفتم خدا...آخر چرا؟انسان چه

گناهي کرده که بايد طعم عشق سياه را بچشد؟؟؟گفت عقل دادم تا

 بيانديشد...عشق را دادم تا با او زندگي کند...نه با او نابود

 شود...گفتم :مي خواهم به دنيا بازگردم...گفت نميشود...باز هم

عاشق ميشوي...گفتم نه!! خدا مرا به دنيا بازگرداند...اما...با ديدن

چشم هايت باز هم عاشق شدم...ايندفعه به خدا گفتم ميشود مرا به

پيش خودت باز گرداني؟؟؟گفت نميشود بايد طعم عشق

رابکشي...آنقدر دلتن شدم تا دق کردمو مردم...رفتم پيش

 خدا...گفتم ...خدايا عاشقت هستم...مرا ديگر به دنيا باز

نگردان...دنيا بي لياقت است...منو خدا خنديديمو سال هاست که پيش

 هميم...خوشحالم........
 

می دونم برات عجیبه این همه اسرار و خواهش

این همه خواستن دستات بدون حتی نوازش

می دونم که خنده داری، واسه تو گریه یه درده

می گزری از من و میری، اما بازمن برمی گردم

چاره ای جز این ندارم اخه خون شدی تو رگهام

می میرم اگه نباشی بی تو من بد جوری تنهام

می دونم یه روز می فهمی روزی که دنیا رو گشتی

من چه جوری تو رو خواستم تو چه جور ازم گذشتی

+ نوشته شده توسط مومیت در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 و ساعت 16:14 |

      

 

هروقت دل کسی رو شکستی

روی دیوار میخی بکوب تا ببینی چقدر دل شکستی

هروقت دلشان را به دست اوردی

میخی را از روی دیوار بکن

تا ببینی چقدر دل به دست اوردی

اما چه فایده...؟؟

که جای میخ ها بر روی دیوار می ماند

 

     

 

 عشق يعني حسرت شبهاي گرم

 

          عشق يعني ياد يک روياي نرم

 

                        عشق يعني يک بيابان خاطره

 

       عشق يعني چهار ديوار بدون پنجره

 

                 عشق يعني گفتني با گوش کر

 

                           عشق يعني ديدني با چشم کور

 

           عشق يعني تا ابد بي سرنوشت

 

                    عشق يعني آخر خط بهشت

 

                               عشق يعني گم شدن در لخظه‌ها

 

                عشق يعني آبي بي انتها

 

                           عشق يعني يک سوال بي جواب

 

                                        عشق يعني راه رفتن توي خواب

 

 

 

 

 

اگه دستم و بگيري از غرورت کم نميشه

 

       ساکت و صبور و عاشق وقتي حوصله نداري،

 

پيش حرفاي دل من حرف عشق و کم مياري

 

    لحظه هام تلخ و حقيرن وقتي قهري با دل من

 

 کاش چشات به جاده ميزد از دل تو تا دل من

 

 

+ نوشته شده توسط مومیت در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 و ساعت 16:13 |

 

Image and video hosting by TinyPicهــم اطـاقي برس به دادمImage and video hosting by TinyPic

 

Image and video hosting by TinyPicاوني كه دل و دينم رو بردهImage and video hosting by TinyPic

 

Image and video hosting by TinyPicخيـلـي وقـته نـكرده يـادمImage and video hosting by TinyPic

 

Image and video hosting by TinyPicهـم اطـاقي بـبـين چگونـهImage and video hosting by TinyPic

 

Image and video hosting by TinyPicسـيل اشـكـم شـده روونــهImage and video hosting by TinyPic

 

Image and video hosting by TinyPicدرد جانــسوزمــو بـجز تـوImage and video hosting by TinyPic

 

Image and video hosting by TinyPicبـه خـدا هيچكي نمي­دونـهImage and video hosting by TinyPic

 

Image and video hosting by TinyPicهـم اطـاقي بــرو طبيـبImage and video hosting by TinyPic

 

Image and video hosting by TinyPicدل ديــــونـم رو بـــــيارImage and video hosting by TinyPic

 

Image and video hosting by TinyPicبهش بـگو عاشقش غريبهImage and video hosting by TinyPic

 

Image and video hosting by TinyPicمــرده از رنــجه انـــتظارImage and video hosting by TinyPic

 

Image and video hosting by TinyPicاي عزيزم بــرس به دادمImage and video hosting by TinyPic

 

Image and video hosting by TinyPicاوني كه دل و دينم رو بردهImage and video hosting by TinyPic

 

Image and video hosting by TinyPicخــيلي وقـته نكرده يادمImage and video hosting by TinyPic

+ نوشته شده توسط مومیت در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 و ساعت 16:10 |
+ نوشته شده توسط مومیت در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 و ساعت 16:9 |
+ نوشته شده توسط مومیت در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 و ساعت 16:6 |

شـب عروسـی بـه نظر بسیاری از افراد موضوعی است که
صحبت کردن در مورد آن ممنوع می باشد؛ به ویژه برای ما
آسیاییها، اما به هـر حـال مسئـله ای اسـت که بسیاری از
زوج هـای تـازه ازدواج کرده، دیر یا زود با آن بـرخـورد کـرده و
لذتش را خواهند بـرد. به جـای اینـکه ایـن مـوضوع را پنهان
نگه داریم، بهتر است مطلب را باز کرده و در مـورد آن بـحث
کنیم.

مـانند تعداد بسیار زیادی از عروس و دامادهای دیگر ممکن
است شما هم در این فـکر بـاشیـد که چـگونه باید به شب
عروسی خود نزدیک شوید؛ در این شرایـط هـزاران پرسش
بی پاسخ به ذهن شما خطور می کند: آیا همه ی زوج ها شب عروسی با هم ارتباط جنسی برقرار می کنند؟ کسانیکه برای نخستین بار است که یک چنین تجربه ای را کسب می کنند، چگونه می توانند با هیجان وارده روبرو شده و آنرا به درستی کنترل نمایند؟ و هزاران پرسش دیگر. همچنین ممکن است برخی از افراد تصور کنند که آیا باید حتماً رابطه جنسی همان شب انجام پذیرد؟ آیا پس از اتمام کار طرفین احساس شرمندگی و دست پاچگی خواهند کرد؟ اینها سوال های رایجی هستند که در ذهن بسیاری از افراد ایجاد می شود و اگر شما هم در ذهنتان یک چنین سوالاتی را دارید، مطمئن باشید که تنها نیستید.

چگونگی این امر که شما و نامزدتان چگونه مقدمات شب عروسی را فراهم می آورید تا حدود زیادی بستگی به این امر دارد که آیا پیش از ازدواج از نظر جنسی فعال بوده اید یا خیر (ازدواجهای پیشین). به هر حال با توجه به خستگی ها و استرس هایی که شب عروسی بر روی هر دو طرف وارد می شود، این امکان وجود دارد که زن و شوهر در بهترین شرایط جسمانی نباشند و نتواند بهترین رابطه جنسی خود را تجربه کنند؛ شما زمانیکه برای شب عروسی خود برنامه ریزی می کنید باید حتماً این امر در ذهن داشته باشید.

از سوی دیگر اگر شما و نامزدتان تا قبل از ازدواج هیچ گونه رابطه جنسی نداشته باشید و یکی یا هر دو طرف باکره باشید، احتمال دارد احساس استرس، اضطراب، و ترس به شما دست دهد. البته همه این احساسات کاملاً قابل درک هستند، اما هیچ دلیلی برای بروز یک چنین احساساتی وجود ندارد. نکاتی که در این مقاله به آنها اشاره می کنیم را دنبال کنید و مطمئن باشید که با قدری تفاهم و درک متقابل شب فراموش نشدنی عروسی خواهید داشت، حتی اگر به رابطه جنسی هم ختم نشود.

انتظارات غیر واقعی نداشته باشید

زمانیکه زندگی مشترک خود را شروع می کنید، باید همچنیان توجه داشته باشید که شب عروسی شما نمی تواند رمانتیک ترین لحظه ای باشد که در تمام طول عمر خود تجربه کرده اید. حقیقت اینجاست که شب های عروسی رمانتیک، فقط متعلق به پرده های سینما هستند. واقعیت اینجاست که هم عروس و هم داماد به دلیل فشار کاری و استرس موجود خسته تر از شب های قبل هستند، و این امر آنها را در بهترین شرایط برای معاشقه قرار نمی دهد.

تجربه شخصی شما هر چه که باشد، هیچ گاه نباید استراتژیتان این باشد که انتظار زیادی از شب عروسی داشته باشید. فشار بیخودی روی خودتان وارد نکنید چراکه این امر شما را مضطرب و عصبی می کند و سبب می شود که اجازه ندهد شما آن لذتی را که لازم است از شب عروسی خود ببرید. هیچ گونه باید و نبایدی در مورد اتفاقاتی که ممکن است در آن شب روی دهد، وجود ندارد. فقط آرام و ریلکس باشید، با هم حرف بزنید، صمیمی شوید و انتظارات خود را پایین بیاورید.

اگر بتوانید یکدیگر را آرام کنید و با هم صمیمی باشید، یک تجربه جنسی عالی را یا همان شب یا در شب های آتی تجربه خواهید کرد. از سوی دیگر حتی اگر شب اول رابطه جنسی برقرار شد اما لذتی را که در نظر داشتید نبردید، بقیه عمر وقت دارید که تکنیک هایتان را عوض کنید. در حال حاضر فقط باید روی این مطلب تمرکز کنید که از بودن با هم لذت ببرید.

برنامه ریزی کرده و خود را آماده کنید

بسیاری از زوج ها هستند که مدت های طولانی می نشینند و در مورد جزئی ترین مسائل عروسی با هم صحبت کرده و تک تک امور را برنامه ریزی می کنند، اما هیچ گونه حرفی در مورد شب عروسی با هم نمی زنند. باید قدری از توجه خود را که با وسواس تمام نثار امور نه چندان باارزش میکنید، صرف آماده شدن برای شب عروسی کنید. هر چقدر بیشتر زمان داشته باشید، کمتر ناشیانه عمل میکنید و لذت بیشتری می برید.

بهترین کار این است که زمانی را بگذارید و با هم در مورد این مطلب صحبت کنید، انتظاراتتان را با هم در میان بگذارید و به هم بگویید که از چه چیزی لذت بیشتری خواهید برد. سعی کنید همدیگر را بیشتر بشناسید، به تمایلات یکدیگر احترام بگذارید، و مرز و محدوده را نیز رعایت کنید. حتی می توانید از همسر خود دعوت کنید تا با هم این مقاله را بخوانید تا راه گفتگوهای بیشتر در این زمنیه برای شما باز شود. اگر پیش از اینکه در مرحله انجام قرار بگیرید، در مورد آن مسائل با هم صحبت کنید، هر دو نفر احساس آرامش بیشتری پیدا خواهید کرد.

سعی کنید که پیش از آغاز زندگی مشترک به باشگاه ورزشی بروید، برنامه های تناسب اندام را از سر بگیرید، و اندام خود در یک وضعیت مناسب قرار دهید. اگر زیبا به نظر برسید، نه تنها همسرتان هم متعاقباً پاسخ مناسبی به شما خواهد داد، خودتان هم احساس بهتری پیدا خواهید کرد.

همچنین باید توجه داشته باشید که شب های دیگر با هر لباسی که می خوابید شب عروسی نباید این کار را بکنید و نه باید با شلوار جین بخوابید نه پیجامه. یک دست لباس خواب مخصوص برای این شب تهیه کنید، به طوری که به شما بیاید، و چهره تان از هر زمان دیگر زیباتر کند. البته ما نمی گوییم چیزی بپوشید که در آن راحت نباشید بلکه باید چیزی را انتخاب کنید که در آن راحت بوده و در عین حال به شما بیاید و جذابتان کند.

پیش از اینکه خرج و مخارج عروسی سر به فلک بزند، بنشینید و این مورد را هم در لیست خرید های خود بگنجانید که از همه چیز مهمتر هستند. از جمله وسایلی که باید در چمدان خود بگنجانید به شرح زیر می باشند:

1- لباس زیر زیبا و جذاب

2- آهنگ های عاشقانه که به شما آرامش می دهند

3- تهیه آب نبات های طعم دار و شمع های خوشبو که فضا را عاشقانه تر کنند

4- وان آب گرم. (هتل ها از ارائه این خدمات به شما خیلی خوشحال خواهند شد)

5- عطرهای خوشبو و کرم های ماساژ

6- قرص های کنترل بارداردی (مگر اینکه بخواهید از همان شب اول خانواده خود را گسترش دهید)

ریلکس باشید و فشار را از خود دور کنید

در ابتدا باید فشار را از روی خود دور کنید. هر دوی شما روز سختی را پشت سر گذاشته اید و باید از این به بعد عادت کنید که شب ها هم در کنار هستید و میخواهید از این پس در کنار یکدیگر زندگی کنید.

لباس های عروسی را از تن خود در بیاورید و لباسی بپوشید که در آن راحت هستید. می توانید پلاکارت لطفاً مزاحم نشوید را نیز بر روی درب اتاق خود نصب کنید تا کسی مزاحمتان نشود. درب اتاق را قفل کنید و بنشینید در کمال آرامش در مورد روزی که گذشت با هم صحبت کنید. نکات جالبی که اتفاق افتاده را با هم در میان بگذارید و بگویید که چه چیزی بیش از پیش در ذهنتان باقی خواهد ماند. همچنین می توانید یک هدیه کوچک شب عروسی تهیه کنید و به یکدیگر بدهید. اگر هم قرار است که صبح به پرواز برسید به یکی از بستگانتان بسپارید تا صبح شما را بیدار کند.

زمانی که فشار و استرس روزانه از شما دور شد، می توانید صحنه را قدری صمیمانه تر و نزدیک تر کنید. می توانید از جکوزی یا وان استفاده کنید. این کار آرامش بیشتری به هردوی شما می دهد. بعد هم یکدیگر را ماساژ دهید تا هم آرامش بیشتری پیدا کنید و هم ارتباط بهتری با هم برقرا کنید و هم تحریک شوید.

حرف و حرف و حرف بزنید

با هم حرف بزنید. موسیقی، لباس زیر جذاب، و شمع می توانند خیلی کمک کنند، اما هیچ چیز نمی تواند به اندازه صحبت کردن شما دو نفر را تحریک کند. حتی بوسیدن هم پس از حرف زدن به وقوع می پیوندد. افرادی که فوراً وارد تخت خواب می شوند و اینگونه به گرمای لحظه پاسخ می دهند کمتر به آن صمیمیتی می رسند که پس از حرف زدن و مطلع کردن یکدیگر از تمایلاتشان پدید می آید.

زمانیکه نوبت به صحبت کردن در مورد صمیمیت جنسی می رسد، ناشی گری یکی از بزرگترین شکاف هایی است که زوجین را از یکدیگر جدا می کند؛ اگر شما دو نفر تا کنون ننشسته اید و حرف بزنید الآن موقع انجام این کار است. هیچ کس نمی تواند به شما یاد بدهد که چگونه باید با هم رابطه جنسی برقرار کنید و یا چگونه با هم صمیمی تر شوید چرا که این امر مانند اثر انگشت در مورد هر فردی متفاوت است. یک گفتگوی کوتاه در این مورد می تواند خیلی از موانع و مشکلات را از سر راه بردارد.

در مورد تمایلات و خواست های خود با یکدیگر صحبت کنید. این امر که شما در مورد رساندن یکدیگر به اوج لذت احساس مسئولیت می کنید، می تواند باز هم شما دو نفر را بیش از پیش به یکدیگر نزدیک کند، و اگر بتوانید در مورد "چگونه" و "کدام قسمت" هم با هم حرف بزنید، این امر می تواند لذت جنسی شما دو نفر را بیشتر کند.

بسیاری از آقایونی که تجربه بیشتری نسبت به همسرانشان دارند اظهار می دارند که خانم به این دلیل که خیلی خجالتی و مضطرب، است شب زفاف را خراب می کند. چون شما همسر او هستید، پس این وظیفه شماست که او را درک کرده و با ملاحظه و محتاطانه رفتار کنید. اینگونه به قضیه نگاه کنید: این آسان ترین کار در دنیا نیست که لباس هایتان را در بیاورید و با مردی که خوب شاید کمی غریبه باشد یک رابطه جنسی آتشین داشته باشید. او فقط در حال شناختن بهتر شماست. ادراک های ابتدایی او را به منزله نوعی عدم پذیرش نگذارید. مربوط به شما نیست، مربوط به اوست و شما باید کاملاً این مطلب را درک کنید و با او در مورد این مطلب حرف بزنید و کاری کنید که او احساس راحتی و آرامش پیدا کند.

این امر در مورد خانم ها هم صدق می کند. اگر می خواهید همسرتان کاری انجام دهد و یا از انجام کاری دست بردارد به او بگویید. انتظار نداشته باشید که او از روی حالت صورتتان بفهمد که چه چیزی در ذهن دارید. اگر شما یاد نگیرید که در تخت خواب به جای خودتان صحبت کنید، همسرتان تصور می کند که همه چیز خوب و روبه راه است. شاید اینطور نباشد! به همین دلیل باید او را بدون اینکه توهینی متوجهش باشد، آموزش دهید. صمیمیت و رابطه جنسی در سایه ی رضایت و لذت معنا پیدا می کنند. هر چقدر بیشتر با هم صحبت کنید، رویهم رفته لذت بیشتری هم خواهید برد.

همه چیز به رابطه جنسی ختم نمی شود

بسیاری از زوج ها اظهار می دارند که شب اول با هم رابطه جنسی نداشته اند. خوب به هر حال این مورد اصلاً بد نیست. خودتان را در نظر بگیرید که ماهها برای این روز برنامه ریزی کرده اید و ترتیب کارهای مختلف را داده اید، و خودتان را برای بزرگترین روز زندگیتان آماده کرده اید. سنت های بیشمار، صورتحساب های بیشماری را برای پرداخت کردن به شما تحمیل می کنند. به هر حال بسیری از افراد احساس خستگی شدیدی می کنند و فقط می خواهند آرام بوده و در کنار هم باشند.

می توانید از سایر انواع نزدیکی ها، مانند:حرف زدن، لمس کردن، در آغوش گرفتن، بوسیدن، ماساژ دادن و در آغوش گرفتن استفاده کرده و لذت ببرید. به خاطر داشته باشید که لذات جنسی را می توان از راههای دیگر نیز نشان داد.

به خصوص برای خانم ها، معاشقه فقط به رابطه جنسی ختم نمی شود. اگر احساس می کنید که آمادگی انجام رابطه جنسی را ندارید، در آغوش گرفتن، بوسیدن و نوازش کردن هم می توانند جایگزین های مناسبی برای آن باشند. بنابراین چه در شب عروسی با هم رابطه جنسی برقرار کردید چه کار به این مرحله ختم نشد، فقط باید مطمئن شوید که همدیگر را محکم در آغوش گرفته و احساساتتان را به یکدیگر انتقال می دهید. چند کار کوچک است که می توانید انجام دهید؛

به چشم های هم نگاه کنید و بگویید: "دوستت دارم" بهترین زمان برای اعتراف به این موضوع که شریکتان را دوست می دارید، زمانی است که در صمیمیت کامل به سر میبرید و یا در حین برقراری رابطه جنسی هستید. اگر در این لحظه بتوانید با هم ارتباط برقرار کنید، هر زمان دیگری هم می توانید! ارتباط چشمی صمیمت را تشدید می کند چراکه حاوی این پیام است که شما دو نفر برای هم اهمیت قائل هستید.

هیچ گزینه صحیح و یا غلطی وجود ندارد

رابطخ جنسی چیزی نیست که در شما استرس ایجاد کند. شاید کتاب های بیشماری در این زمنیه نوشته شده باشند که چگونه می توانید این کار را انجام دهید، اما همه چیز به میزان صمیمیت دو طرف بستگی دارد. نگران نباشید که آنرا حتماً به شیوه صحیح انجام دهید، برای شروع فقط اجازه دهید که همه چیز خیلی طبیعی آغاز گردد و حتم داشته باشید که از صمیمت ایجاد شده لذت خواهید برد. اگر بیشتر پیش رفتید که چه بهتر!

اصلاً نگران نباشید که چرا همه چیز آنطور که باید پیش نرفت. شما برای تمرین کردن هزاران شب دیگر را نیز در اختیار دارید. شاید اکثر زوج ها شب اول ناشیانه نسبت به هم برخورد کنند چراکه گامی به سوی برداشتن کلیه مرزهاست. به خودتان وقت بیشتری بدهید تا باز هم یکدیگر را بهتر درک کنید و متوجه شوید که دفعه آینده چگونه می توایند آنرا بهتر انجام دهید.

+ نوشته شده توسط مومیت در دوشنبه نوزدهم آذر 1386 و ساعت 12:7 |

عشق راهی برای ابراز احساسات است....اما برای ابراز عشقتان نباید حتماً منتظر مناسبات و فرصت های خاص باشید. با به کار بستن این عادات ساده اما مهم در زندگی خود، رابطه عشقیتان را بیش از پیش رونق بخشید تا شما نیز جزء زوج های خوشبخت به حساب بیایید.

1. حداقل روزی یکبار به همسرتان بگویید "دوستت دارم." مطمئن باشید که همسرتان به شنیدن این کلمات نیاز دارد.

2. موقع سلام و خداحافظی همدیگر را در آغوش گرفته و ببوسید.

3. تا پایان عمرتان، قرار ملاقات های عاشقانه تان فقط با همسرتان باشد. با همسرتان حتی بیشتر از زمانیکه دوست پسر یا دوست دخترتان بود رفتار کنید. یادتان باشد که همیشه باید عاشق و معشوق باقی بمانید. پس وقتی برای شام بیرون می روید، درب را برای خانمتان باز کنید، صندلی را برای وی بیرون بکشید، و موقع قدم زدن دست های همدیگر را بگیرید.

4. مسائل پیش پا افتاده را جدی نگیرید. می توانید اجازه دهید که عادات بد همسرتان اعصابتان را به هم بریزد و اذیتتان کند. می توانید هم این عادات را بپذیرید و برای بهبود وضعیت تلاش کنید. آیا همسرتان عادت دارد در خمیردندان را موقع مسواک زدن باز بگذارد؟ خمیردندانتان را جدا کنید. آیا شوهرتان عادت دارد لباسهایش را در همه جای خانه پخش کند؟ توجه نکنید، یا اگر هم خیلی اذیتتان میکند آنها را جمع کنید، و همیشه به خاطر داشته باشید که در قبال این گذشت شما، همسرتان هم کارهای فوق العاده ای برایتان خواهد کرد.

5. به جنبه مثبت قضیه فکر کنید. به جای اینکه در مورد راه هایی که همسرتان موجب یاس و ناراحتی شما می شود فکر کنید، در مورد همه چیزهای مثبتی درمورد او فکر کنید که همیشه نظرتان را جلب می کرده است.

6. وقتی عصبانی می شوید، کمی صبر کنید. وقتی هر دوی شما عصبانی هستید، اصلاً با هم صحبت نکنید. چند دقیقه صبر کنید، بیرون رفته و کمی قدم بزنید، یا روی تخت دراز بکشید. برای مدتی از همدیگر دور شوید. یک مکث کوتاه به هر دو شما این امکان را می دهد که به جای ناراحت کردن و رنجاندن همدیگر، عاقلانه درمورد چیزی که موجب ناراحتیتان شده است با یکدیگر صحبت کنید.

7. هیچوقت از اسرار و ضعف های همسرتان برعلیه او استفاده نکنید. آنچه که به نظر غیر مهم، جزئی، و پیش پا افتاده می آید ممکن است در نظر همسرتان بسیار جدی و پراهمیت باشد. باید تشخیص دهید که چه چیز برای همسرتان مهم است و به هیچ عنوان درمورد آن با دوستانتان، مادرتان، خانواده همسرتان و یا هیچ کس دیگر صحبت نکنید. همچنین سعی نکنید موقع دعوا آن مسائل را به رخ او بکشید. یک رابطه عاشقانه رابطه ای است که طرفین بتوانند به همدیگر اعتماد کنند و رازهای درونیشان را برای هم مطرح کنند.

8. اول به همسرتان فکر کنید. اگر هر دوی شما اینکار را انجام دهید، مطمئن باشید رابطه ای بسیار لذت بخش در انتظارتان خواهد بود. تا می توانید در جواب درخواست های همسرتان پاسخ مثبت بدهید و تلاش کنید که زندگی را برای او راحت تر کنید و مطئن باشید او نیز همین کار را برای شما خواهد کرد.

9. به همسرتان احترام بگذارید. به هیچ عنوان درمورد همسرتان پیش کسی بدگویی نکنید. وقتی درمورد او صحبت می کنید، بگذارید عشق و احترام شما برای همه آشکار شود.

10. هر روز زمانی را به باهم بودن اختصاص دهید. ببینید چه کاری برای هر دو شما بهتر است....با هم غذا بخورید، آخر شب وقتی کنار هم روی تخت دراز کشیده اید فیلم تماشا کنید، با هم برای قدم زدن بیرون بروید و کارهایی از این قبیل. حتی می توانید کارها را باهم مخلوط کرده و برنامه تان را متنوع کنید. اگر یکی از شما در مسافرت به سر می برد، شب ها به همسرتان زنگ بزنید و صدایش را بشنوید. فقط مهم این است که زمانی را کنار هم بگذرانید.

یادتان باشد...هرچه بیشتر برای رابطه تان وقت بگذارید، بیشتر عایدتان می شود. بگذارید عشق و عاشقی بخشی از زندگی روزانه شما را از آن خود کند.

+ نوشته شده توسط مومیت در دوشنبه نوزدهم آذر 1386 و ساعت 12:7 |

در روزهای اول شروع یک ارتباط، هیچ یک از طرفین تمایلی به فکر کردن در مورد قوانین و مقررات موجود ندارد. این دوران زمان خوشی است و قانون گذاشتن و اجرای آن چندان لازم و ضروری به نظر نمی رسد؛ اما به هر حال بنیان نهادن یک سیستم نظامند قانونی از همان ابتدای کار امری لازم الاجرا به شمار می رود. منظور ما این نیست که باید تمام جزئیات را روی ورق بیاورید و همه چیز به صورت مکتوب باشد، بلکه یک چارچوب کلی برای کلیات کار باید طراحی شود که به واسطه آن تمام کارها با آرامش و راحتی بیشتری پیش رود.

در کنار این قوانین یک سری مجازات هایی نیز برای اجرا نکردن آنها باید در نظر گرفته شود. باید به خاطر داشته باشید که اگر می خواهید همسرتان از قوانینی که شما مقرر کرده اید پیروی کند، باید ابتدا خودتان آنها را رعایت نمایید. پس بهتر است که اگر خودتان آنها را رعایت نکردید، ابتدا مجازات را بر روی شخص خودتان پیاده کنید.

هیچ یک از دو طرف نباید با شخص سومی ارتباط داشته باشند

همیشه یک قانون ابدی وجود دارد که همه ملزم به پذیرش آن هستند: هیچ گونه خیانتی وجود نداشته باشد. با ورود به یک رابطه، شما خود به خود یک چنین قانونی را می پذیرید و باید گردش و تفریح های تک نفره را کنار بگذارید چراکه تنها چیزی که میتواند شما را در زندگی مشترکتان به موفقیت برساند، اعتماد متقابل است. زمانیکه حتی برای یک بار بوی خیانت به رابطه وارد شود، اعتماد برای همیشه از بین خواهد رفت.

بنیان نهادن این قانون کار ساده ای است. معمولاً هر دو نفر به یک چنین قانونی پایبند بوده و تمایل دارند که آنرا اجرا نمایند. خانم دوست ندارد که شما با دختر های دیگر این طرف آنطرف بروید و شما هم به طور حتم دوست ندارید که او دنبال مردهای دیگر راه بیفتد. زمانیکه قرار های ملاقات طی شد و رابطه وارد مراحل جدی تر شد، فقط کافی است که یک بار به این قانون اشاره کنید. در حقیقت صحبت کردن در مورد این مطلب که قرار گذاشتن با افراد دیگر از این پس ممنوع می شود، خود اهمیت این موضوع را به طرف مقابل انتقال خواهد داد.

مجازات: احترام به این قانون و پایبندی به آن از اهمیت بالایی برخوردار می باشد، تنها مجازاتی که می توان برای آن در نظر گرفت پایان دادن سریع به رابطه است.

بهای بقای ارتباط باید در یک حد معین باقی بماند

توقعات بیجا در یک رابطه جایی ندارند؛ و این امر از همان ابتدای رابطه باید روشن شود. البته منظور ما این نیست با افرادی زندگی کنید که هیچ گونه آرزو و رویایی ندارند اما به هر حال باید انتظارات طرف مقابل از شما منطقی باشد. توقعات بیجا و آرزوهای غیر منطقی و غیر واقعی می توانند رابطه را خسته کننده نمایند. در ابتدا شاید جالب باشد که نیازهای یکدیگر را برآورده کنید، اما به هر حال هر دو طرف باید به خوبی بدانند که هر کس زندگی فردی خود را دارد و نمی تواند تمام زندگی اش را وقف برآورده کردن آرزوهای دیگری کند.

برگرداندن این قانون در زندگی واقعی شاید قدری نیرنگ آمیز باشد. در ابتدای رابطه شاید برای جلب رضایت و بدست آوردن او هر کاری که می خواهد را برایش انجام دهید و هر کاری که از دستتان بر بیاید را انجام دهید. سرو کردن غذای مورد علاقه او، خریدن گل های رنگارنگ و بردن او به مکان های که دوست دارد خوب است، اما نباید بیش از اندازه در این کار زیاده روی به خرج دهید. به هر حال شما هر زمان که توانایی انجام چنین کارهایی را داشتید، نباید از انجام آنها دریغ کنید، اما شما باید محبت به او بدهید نه اینکه او بیش از اندازه از شما انتظار داشته باشد.

مجازات: مجازات باید با جرمی که شکل گرفته هماهنگی داشته باشد. به عنوان مثال اگر او از شما انتظار دارد که هر روز برایش گل رز بگیرید، چند روز این کار را انجام ندهید تا با این امر او به این نتیجه برسد که توقعش در این مورد چندان مطابق میل باطنی شما نیست. مجازات های جدی تر نظیر قطع ارتباط را باید بگذارید برای مقوله های جدی تر؛ به عنوان مثال در مواردی شبیه به این مطلب که او از شما انتظار دارد تا با دوستان صمیمی خود قطع رابطه کنید.

مالکیت طلبی ضمنی ممنوع

قرار گرفتن در یک ارتباط به آن معنا نیست که پس از مدتی یکی از طرفین مالک طرف دیگر می شوند. هر دو طرف باید آزادانه به زندگی خود بپردازند. این بدان معناست که: کسی حق ندارد برای دیگری تصمیم گیری کند، و یا در مورد کارهای بزرگ به تنهایی تصمیم گیری نماید. فقط به این خاطر که شما ازدواج کرده اید دلیلی نمی شود که ارتباطتتان را با دوستانتان قطع کنید، مطابق میل او تفریحات خود را انتخاب کنید و هر کاری که او دوست داشته باشد را انجام دهید. باید به یکدیگر فضا بدهید تا هر یک مطابق میل خود کارهای شخصی اش را انجام دهد.

این مورد مقوله ای است که سبب برزو مشکلات زیادی در روابط می شود. هیچ موقع ارتباط به جایی نمی رسد که یکی از طرفین حق داشته باشد به نفر دیگر بگوید: "خوب از این به بعد من به جای تو تصمیم می گیرم." به هر حال به محض اینکه برای نخستین بار احساس کردید که او حس مالکیت طلبی نسبت به شما پیدا کرده است، موضوع را با او در میان گذاشته، خودتان را حتی از حواشی این مسئله هم کنار بکشید.

مجازات: برای هر گونه جرمی که مرتکب می شوند، شما هم به مثابه آن مقداری از آزادی ها و امیال شخصی آنها را محدود کنید. به عنوان مثال اگر او برنامه ریزی کرد که امشب با خانواده عمه و شوهر عمه پیرش شام را صرف کنید، شب بعد او را به تماشای یک فیلم خسته کننده ببرید.

روابط گذشته باید فراموش شوند

زمانیکه شما با یک نفر ارتباط برقرار می کنید، باید گذشته را فراموش کنید. هیچ یک از طرفین حق ندارد از اتفاقاتی که در زندگی گذشته افراد ایجاد شده به عنوان مقوله ای برای پیش داوری استفاده کند. بنابراین هیچ گاه به خانمتان نگویید که نامزد قبلی تان از او زیباتر بوده که او هم به شما پاسخی می دهد که خودتان بهتر می دانید.

البته منظور ما این نیست که نباید در مورد گذشته تان هیچ حرفی به میان بیاورید. اگر بخواهید با کسی ازدواج کنید، باید بدانید که در گذشته چه کارهایی را انجام می داده و چه نوع زندگی داشته؛ اما نباید اجازه دهید که گذشته بر روی او تاثیر منفی بگذارد. به هر حال باید به او نشان دهید که گذشته برایتان اهمیتی ندارد. این کار را می توانید شما به عنوان مثال می توانید زمانیکه او مطلبی از گذشته می گوید و دستپاچه میشود، این مطلب را اظهار کنید که نگران نباشد چرا که گذشته برای شما اهمیتی ندارد. سعی کنید که در مورد این مطلب هیچ گونه صبری از خود نشان نداده و به سرعت در مقابل چنین گزینه ای از خود واکنش نشان دهید.

مجازات: اگر احساس میکنید که همسرتان در گذشته زندگی می کند، شما هم برخی از ویژگی هایتان را که دوست می دارد، کاهش دهید، اما به او بگویید که چرا چنین کاری می کنید تا او هم تصور نکند شما فرد خوبی نیستید. به او بگویید که وقتی به زمان حال بازگردد تمام خوبی های شما نیز به سر جایشان بازخواهند گشت.

قوانین عشق ورزی

نوشتن این قوانین و راضی کردن افراد برای امضای آن شاید کار دشواری به نظر برسد، اما اگر از همان ابتدا تمام این موارد را برای او معین کنید، دیگر در آینده به مشکل برخورد نخواهید کرد.

+ نوشته شده توسط مومیت در دوشنبه نوزدهم آذر 1386 و ساعت 12:6 |

مطالب جالب و در عيـن حـال مضـحکي در مـورد عـصبانيت
وجـود دارد. در ايـن زمـان بيشتـر افـراد احسـاسـات خـود را
همانطور که هست بروز مي دهند و کمتر به نظر مي رسد
که شرايط اطراف خود را در نظر بگيرند.

اما آيا احساسي بـالاتر از ايـن وجـود دارد کـه بـتـواند باعث
ايجاد سوء تفاهم شود؟تعداد بسيار زيادي از افراد معتقدند
که فرو خوردن خشم به بدن آسيب وارد مي کند. عصبانيت
نـوعي فشـار روحـي است کـه بـايد ابـراز شـود. هـمچنـيـن
انفجار ناگهاني خشـم و يـا نـگـه داشتـن آن براي يک مدت
زمان طولاني، گزينه درستي محسوب نمي شود. از آنجايي که عصبانيت به واسطه ي تحريک شديد سيستم عصبي بدن اتفاق مي افتد، تاثيرات جانبي نامناسبي را بر روي قسمت هاي مختلف بدن مي گذارد. سبب ايجاد نوسان در دستگاه تنفسي و بروز اختلالاتي در سيستم گوارشي مي شود. نهايتاً بايد اذعان داشت که توان فکر کردن صحيح را از شما مي گيرد.

البته نمي توان به طور تضميني اظهار داشت که ابراز خشم و عصبانيت اوضاع را از آن چيزي که هست بهتر مي کند. نمي توان گفت که در اکثر موارد تخليه هيجاني در افرادي که خشونت و عصبانيت خود را بروز مي دهند، اتفاق مي افتد. تبديل عصبانيت به لغات و ابراز آنها در رفتار تضمين نمي کند که عواطف شما قابل کنترل تر خواهند شد. فقط اين کار شدت احساسات فرد را بالا مي برد. حتي اين امر مي تواند در همان زمان آسيب هایي را به افرادي که در سوي ديگر قرار دارند نيز وارد کند.

اغلب افراد در کنترل خشم و احساسات منفي خود با مشکل مواجه هستند. عصبانيت از جمله احساساتي است که از نظر اکثر مردها "قابل قبول" است؛ اما اين بدان معني نيست که زمانيکه فرد ديگري در مقابل آنها از خود عصبانيت نشان مي دهد، آنها برخورد مناسبي را در برابر او از خود نشان دهند.

در بسياري از فرهنگ ها، خانم ها براي کنترل خشم و عصبانيت خود تحت فشار قرار مي گيرند؛ اما گاهي اوقات آنقدر در کنترل خشم خود موفق مي شوند و آنرا درون خود حل مي کنند که گويي اصلاً عصبانيتي وجود نداشته.

از آنجايي که عصبانيت يک احساس منفي قوي بوده و باعث ايجاد ناراحتي در افراد ميشود، معمولاً اينطور گفته مي شود که ايجاد آن هم درست نيست. چند نفر از ما در طول زندگي خود از ديگران شنيده ايم که بايد از بروز يک چنين احساسي در خود جلوگيري کنيم. از همان دوران بچگي همه به ما مي گفتند که: "اگر احساس مي کني عصباني شده اي مي تواني به اتاقت بروي و هر زمان که عصبانيتت بر طرف شد نزد ما برگردي."

نتيجه تمام اين مطالب اين است که هيچ کس ياد نمي گيرد که چگونه به درستي ميتواند خشم خود را کنترل و مديريت کند. گاهي اوقات زماني که افراد عصباني ميشوند حتي نمي توانند متوجه شوند که عصباني هستند. برخي ديگر هم آنقدر عصبانيت خود را پنهان مي کنند، تا بالاخره يک مرتبه از طريق لغات و کارهاي اهانت آميز آنرا بروز مي دهند.

تحقيقات گوياي اين مطلب هستند که توانايي تشخيص و نامگذاري صحيح احساسات و صحبت کردن رک و پوست کنده در مورد آنها تا زمانيکه آن احساس به طور کامل درک شود، سبب مي شود که احساسات منفي به خودي خود از هم پاشيده شوند و پيرو آن مطلب برانگيختگي رواني نيز تا حد بسيار زيادي کاهش پيدا مي کند.

اما تا زمانيکه فرد احساس کند عصبانيتش غير قابل قبول است همچنان در حالت برانگيختگي احساسي باقي خواهد ماند و نمي تواند به درستي درک کند که در دنياي اطراف او چه اتفاقاتي در حال روي دادن هستند، نمي تواند کنترلي بر روي حرکات بيروني خود داشته باشد و تمام ذهنش بر روي خشم دروني اش معطوف مي شود. اين قبيل افراد دچار احساسات منفي زيادي شده و هميشه پريشان حال خواهند بود. همچنين تمايل شديدي دارند که احساسات خود را به خارج بروز ندهند. تصور کنيد که با يک چنين عملکردي چگونه باعث ايجاد سوء تفاهم ميان دوستان و همسر خود ميشوند! اين به آن خاطر است که آنها احساسات خود را پنهان مي کنند و همين امر سبب برزو استرس و اضطراب در درون آنها مي شود.

گاهي اوقات در ميان گذاشتن اين مطلب که چرا ناراحت هستيم، در ما آرامش ايجاد مي کند، به ويژه اگر دليل ناراحتي خود را به فرد مقابل بگوييم. روانشناسان بر اين باورند که احساس آرامشي که در يک چنين شرايطي به ما دست مي دهد، به دليل تخليه شدن نيست بلکه به اين خاطر است که احساسات خود را شناسايي کرديم، آنها را مخاطب قرار داده و براي يافتن راه حل بر روي آنها کار کرده ايم.

اين امر نکات مثبتي را که عصبانيت مي تواند در بر داشته باشد، به وضوح براي ما روشن مي کند. همين مسئله خود ميتواند به عنوان نوعي مشوق قوي براي تغيير نگرش هاي منفي ما به حساب رود. اين امر ما را تشويق مي کند که در مورد چيزهايي که ما را اذيت مي کنند راحت تر بتوانيم صحبت کنيم.

اما موفقيت اصلي زماني حاصل خواهد شد که بدانيم چگونه مي توان اين کار را به شيوه صحيح انجام داد، چرا که خشونت ممکن است سبب شود که ما عکس العمل بيش از اندازه تند از خود نشان دهيم. بنابراين اولين و مهمترين کاري که بايد انجام دهيد، اين است که گنجايش فردي خود را افزايش دهيد تا هر مسئله کوچک و جزئي نتواند شما را ناراحت کند و سپس به سمت يافتن راهي سازنده قدم برداريد.

- سه نفس عميق بکشيد

زمانيکه عصباني مي شويد، بدن شما منقبض مي شود. نفس عميق به شما کمک مي کند تا استرس از شما دور شده و فشار کمتري بر روي بدن وارد شده و احساس بهتري پيدا کنيد.

- فضا را تغيير دهيد

يکي از بهترين شيوه هايي که به واسطه آن مي توانيد خشم خود را از ميان برداريد اين است که براي مدت 5 دقيقه در هواي آزاد راه برويد. در ترافيک گير کرده ايد؟ پس در ذهن خود اين کار را انجام دهيد، صداي ضبط را زياد کرده و آهنگ را با صداي بلند بخوانيد.

- دليل عصبانت خود را دريابيد

در مورد افراد، موقعيت ها، و حوادثي که سبب ايجاد ناراحتي در شما مي شوند، فکر کنيد و آنها را رديابي نماييد. عصبانيت معمولاً سبب ايجاد ترس هاي عمقي در وجود افراد مي شود. در زماني که احساس مي کنيد به اوج عصبانيت نزديک شده ايد، از خودتان بپرسيد چه ترسي دروجودتان نهفته که سبب مي شود احساساتتان تحريک شود.

- از چيزي که خارج از حيطه کنترلتان است، بگذريد

شما فقط مسئول خودتان و کارهايي که در قبال ديگران انجام مي دهيد، هستيد. بايد بدايند که مسئول کارهايي که ديگران در قبال شما انجام مي دهند نيستيد. نه تنها عصبانيت مشکلي را حل نمي کند، بلکه شرايط را بدتر از آنچه که بوده نيز مي کند. اگر کسي دائماً شما را تحريک کرده و بر شدت عصبانيتتان مي افزايد، شما بايد بر روي مسئله اي که سبب ايجاد عصبانيت مي شود تمرکز کرده و ليستي از راه حل هايي که مي توانيد داشته باشيد را روي کاغذ بياوريد.

- احساسات خود را ابراز کنيد

ابتدا فکر کنيد و از لغات و حرکاتي استفاده کنيد که روي آنها فکر کرده ايد. با حالت غير تدافعي به طرف مقابل بقبولانيد که عصباني هستيد، شرايطتتان را به طور کامل به او توضيح دهيد، و نهايتاً خيلي رک و راست به او بگوييد که چه چيز عصبانيتان مي کند.

- محتاط باشيد

شرايطي وجود دارند که بروز عصبانيت در آنها ممکن است سبب ايجاد خطر شود. يکي از اين موارد داشتن شريکي حسود و بد زبان است. به جاي اينکه حرف هاي خود را با او در ميان بگذاريد با يکي از دوستانتان در مورد اوضاع عصبانيت خود صحبت کنيد. ممکن است دوستتان راه حل هاي نابي را به شما پيشنهاد کند که تا کنون به ذهنتان هم نرسيده باشد.

- در بيان احساسات خود قاطع بوده اما پرخاشگر نباشيد

قاطع بودن به آن معناست که با تاثير بالا سخن بگوييد، خشونت را کنار بگذاريد، و فقط به اهدافتان فکر کنيد. بد نسيت پيش از اينکه ايده هاي خود را مطرح کنيد قدري به واکنش طرف مقابل نيز فکر کنيد.

- عبارات مثبت به کارببريد

مي توايند چند عبارت مثبت را حفظ کنيد تا زمانيکه عصباني شديد آنها را به خودتان بگوييد تا عصبانيتتان فروکش کند. اين کار به شما يادآوري مي کند که خودتان حق انتخاب داريد و مي توانيد واکنش هايتان را آگاهانه انتخاب کنيد.

به عنوان مثال مي توانيد به خودتان بگوييد: "خودم به تنهايي مي توانم از عهده نيازهاي خود بر بيايم" و يا "خواستهاي او به اندازه خواسته هاي من اهميت دارند." و يا "من توانايي اين را دارم که انتخاب هاي خوبي داشته باشم."

+ نوشته شده توسط مومیت در دوشنبه نوزدهم آذر 1386 و ساعت 12:6 |


Powered By
BLOGFA.COM