+ نوشته شده توسط مومیت در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 و ساعت
21:10 |
وقتی که فکر میکنی هیچ کسی نیست حرف دلتو بفهمه ، کسی هست که برای دیدنت روز شماری میکنه + نوشته شده توسط مومیت در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 و ساعت
13:4 |
اگر کسی می گوید که برای تو می میرد دروغ میگوید!!! حقیقت را کسی میگوید که برای تو زندگی می کند ------------------------------------------------------ تنها كساني كه مارا ميرنجانند. عزيزاني هستند كه هميشه كوشيده ایم از ما نرنجند + نوشته شده توسط مومیت در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 و ساعت
13:3 |
زمان طولاني ميشه واسه اونايي که غصه دارن . کوتاه ميشه واسه اونايي که شادن .دير ميگذره براي اونايي که منتظرن .زود ميگذره براي اونايي که عجله دارن. اما ...... اما ابدي ميشه براي اونايي که عاشقن + نوشته شده توسط مومیت در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 و ساعت
20:17 |
+ نوشته شده توسط مومیت در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 و ساعت
20:12 |
منتظر باش اما معطل نشو.تحمل کن اما توقف نکن.قاطع باش اما لجباز نباش.صریح باش اما گستاخ نباش.بگو اره اما نگو حتما.بگو نه اما نگو ابدا * شايد آن روز كه سهراب نوشت : تا شقايق هست زندگي بايد كرد )) خبري از دل پر درد گل ياس نداشت بايد اينجور نوشت هر گلي هم باشي چه شقايق چه گل پيچك و ياس زندگي اجبارست * هنوز در سفرم خیال می کنم در آبهای جهان قایقی ست و من مسافر قایق، هزار ها سال است سرود زنده دریا نورد های کهن را به گوش روزنه های فصول می خوانم و پیش می رانم مرا سفر به کجا می برد کجا نشان قلم نا تمام خواهد ماند و بند کفش به انگشتهای نوم فراغت گشوده خواهد شد کجاست جای رسیدن و پهن کردن یک فرش و بی خیال نشستن سهراب * رای کوبیدن یک حقیقت ، خوب به آن حمله مکن ، بد از آن دفاع کن . علی شریعتی
+ نوشته شده توسط مومیت در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 و ساعت
20:10 |
عشق را گدایی نکنید. چیزهای بی ارزش را به گدا می دهند!!! + نوشته شده توسط مومیت در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386 و ساعت
17:16 |
عشق مثله يك تيره كه درست مي خوره وسط قلب آدم نه مي توني درش بياري نه مي توني بزاري بمونه اگه درش بياري مي ميري اگه بزاري بمونه بازم مي ميري پس آخرش جون تو مي گيره + نوشته شده توسط مومیت در جمعه شانزدهم شهریور 1386 و ساعت
23:44 |
ولادت با سعادت امام زمان رو به همتون تبریک میگم. امیدوارم که زودتر بیاد و این همه ظلم و زورو که به ملت میگن ریشکن کنه. الله هم صل علی محمد و آل محمد + نوشته شده توسط مومیت در چهارشنبه هفتم شهریور 1386 و ساعت
0:22 |
در تصاویر حكاكی شده بر سنگهای تخت جمشید هیچكس عصبانی نیست. هیچكس سوار بر اسب نیست. هیچكس را در حال تعظیم نمیبینید. هیچكس سر افكنده و شكست خورده نیست .هیچ قومی بر قوم دیگر برتر نیست و هیچ تصویر خشنی در آن وجود ندارد . از افتخارهاي ایرانیان این است كه هیچگاه برده داری در ایران مرسوم نبوده است در بین صدها پیكره تراشیده شده بر سنگهای تخت جمشید حتی یك تصویر برهنه و عریان وجود ندارد ، بفرست برای ایرانیان تا یادمون بمونه چی بوديم + نوشته شده توسط مومیت در چهارشنبه هفتم شهریور 1386 و ساعت
0:19 |
در راستای اين که تکنولوژی مانند شتر مست (البته بدون شرب خمر) دارد برای خودش در سراسر دنيا يورتمه میرود، و باز هم در راستای اين که ما به نوعی در قلب استفاده از ابزار تکنولوژيک هستيم و باز هم در راستای اين که ما به دلايل عدم وابستگی به جناحهای راست و چپ فقط بلديم از خودمان تحليل در کنيم، مواردی چند در باب انواع کوتهپيام يا همان SMS های دريافتی خودمان را به رشته تحرير درآوردهايم. باشد که شما حالش را ببريد تا جان از وجودتان در برود:
انواع اس ام اس: 1-تبليغاتی:
اعتصاب سراسری... در اعتراض به نرخ بالای گوجهفرنگی، 30 دی گوجه فرنگی نمیخريم (اين کار خسارت سنگينی را متوجه کشاورزی میکند) اين اعتصاب در برخی نشريات درج شده است به همه بفرستيد.
گز اعلای پستهای، هزار تومن بستهای، حق مشخص ماست!!
به معضل کودهای شيميايی بخش تپه سر باغميش هم رسيدگی فرماييد پليز.
کلاس عملی فاجعه شناسی تخميری و تحول در دوره باروک، فردا ساعت 6 خونه ما.
سلاخی میگريست به قناری کوچکی دل باخته بود.
من از اداره گاز مزاحمتون ميشم، میخواستم بدونم ميشه از لپ شما يه گاز بگيرم؟
دوست خوبم. برج ميلاد بر شما مبارک !!
سريعترين دوربين دنيا ساخته شد. اين دوربين میتواند از خانومها در لحظهای که دهانشان بسته است عکس بگيرد!
اگه اين SMS را برای 42105689 نفر سند نکنی، 4 نفر از مخابرات ميان با بيل میزنن تو سرت. بعد رو صورتت اسيد میپاشن، شماره تلفنت رو میدن به يکی ديگه، رودههات رو میپيچن دور گردنت و جنازهت رو میندازن جلوی شغالها. مخابرات تا حالا اين بلا رو روی 25 نفر آورده. در ضمن اگه الان 5 بار بلند بگی «من منگلم»، تا شب يه SMS خوب از کسی که دوست داری دريافت میکنی !!
+ نوشته شده توسط مومیت در پنجشنبه یکم شهریور 1386 و ساعت
15:48 |
* شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" به اين ميگن بازاريابي مستقيم
* شما در يك مهماني به همراه دوستانتون ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله يكي از دوستاتون ميره پيش دختره ،به شما اشاره مي كنه و مي گه : " اون پسر ثروتمنديه ، باهاش ازدواج كن" به اين مي گن تبليغات
* شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و شماره تلفنش رو مي گيرين ، فردا باهاش تماس مي گيرين و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" به اين ميگن بازاريابي تلفني
* شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله كراواتتون رو مرتب مي كنين و ميرين پيشش ، اون رو به يك نوشيدني دعوت مي كنيين ، وقتي كيفش مي افته براش از روي زمين بلند مي كنين ، در آخر هم براش درب ماشين رو باز مي كنين و اون رو به يك سواري كوتاه دعوت مي كنين و ميگين : " در هر حال ،من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج مي كني؟" به اين ميگن روابط عمومي
*شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين كه داره به سمت شما مياد و ميگه : "شما پسر ثروتمندي هستي ، با من ازدواج مي كني؟" به اين مي گن شناسايي علامت تجاري شما توسط مشتري
* شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" ، بلافاصله اون هم يك سيلي جانانه نثار شما مي كنه به اين ميگن پس زدگي توسط مشتري
* شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" و اون بلافاصله شما رو به همسرش معرفي مي كنه به اين مي گن شكاف بين عرضه و تقاضا
* شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، ولي قبل از اين كه حرفي بزنين ، شخص ديگه اي پيدا مي شه و به دختره ميگه : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" به اين ميگن از بين رفتن سهم توسط رقبا
* شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، ولي قبل از اين كه بگين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" ، همسرتون پيداش ميشه به اين ميگن منع ورود به بازار
* شما در يك مهماني ، يك دخترِ بسيار زيبا رو مي بينيد و ازش خوش تون مي آد. سعي مي كنيد بهش كم محلي كنيد تا از شما خوش اش بياد، اون هم فمينيست از آب در مي آد و برايِ در اومدنِ چشِ شما دستِ دوست تون رو مي گيره و با هم مي رن سان فرانسيسكو به اين مي گن اشتباهِ استراتژيك در بازاريابي.
* شما در يك مهماني ، يك دخترِ بسيار زيبا رو مي بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مؤدبانه يه يه شاخه گلِ سرخ به ش مي ديد و مي گيد: «من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن»، اما اون گل رو توي سرتون مي زنه، چون شديداً استقلاليه. به اين مي گن اشتباهِ تاكتيكي در بازاريابي.
* شما در يك مهماني ، يك دخترِ بسيار زيبا رو مي بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي گيد: «من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن»؛همون لحظه يه دختر ديگه كه قبلا با همين كلمات گولش زده بوديد سروكلش پيدا مي شه و رسواتون ميكنه به اين ميگن تاثيرسوء سابقه در بازار.
*شما در يك مهماني ، يك دخترِ بسيار زيبا رو مي بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي گيد: «من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن»؛همون لحظه پاتون ميره روي پوست موز و جلوي طرف ولو مي شيد به اين ميگن ضايع شدگي مفرط يا فقدان ثبات در بازار.
*شما در يك مهماني ، يك دخترِ بسيار زيبا رو مي بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي خواهيد بگيد: «من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن»؛ كه يك هو يك دختر زيباتر از اون رو پشت سرش مي بينيد فورا مسير رو عوض مي كنيد و به سمت دختر جديد مي ريد. به اين ميگن چشم چراني، نه ببخشيد تحليل لحظه به لحظه بازار.
* شما در يك مهماني ، يك دخترِ بسيار زيبا رو مي بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي گيد: «من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن»؛ اونهم با شعف خاصي برمي گرده و لبخند مي زنه ، شما كه باديدن چهره 60 ساله اون به اشتباه خودتون پي برديد سرخ و سفيد شده و مجبوريد براي رهايي آسمون ريسمون ببافيد به اين ميگن بدبياري يا خطاي بازار
* شما در يك مهماني ، يك دخترِ بسيار زيبا رو مي بينيد و ازش خوش تون مي آد. به جايِ اين كه جلو بريد و بگيد: «من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن»؛ به مادرتون مي گيد كه با مادرش تماس بگيره و قرار خواستگاري رو بذاره. به اين مي گن بازاريابي سنتي.
* شما در يك مهماني ، يك دخترِ بسيار زيبا رو مي بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي گيد: «من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن»؛ اون هم با دوست اش صحبت مي كنه و در موردِ شما توضيح مي ده و شما با هردوي اونا ازدواج مي كنيد. به اين مي گن بازاريابي دهان به دهان!
* شما در يك مهماني ، دخترِهاي بسيار زيبايِ فراواني رو مي بينيد و ازشون خوش تون مي آد. سرگردان مي شيد كه جلو كدوم بريد و بگيد: «من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن بعد ما مي تونيم با هم بيش از دوبچه داشته باشيم»؛ به اين ميگن فقدان استراتژي در بازار + نوشته شده توسط مومیت در پنجشنبه یکم شهریور 1386 و ساعت
15:45 |
برای فهميدن ارزش ده سال : از زوج های تازه طلاق گرفته بپرس . برای فهميدن ارزش چهار سال : از فارغ التحصيل دانشگاه بپرس . برای فهميدن ارزش يک سال : از دانش آموزی که در امتحانات آخر سال رد شده بپرس . برای فهميدن ارزش نه ماه : از مادری که نوزاد مرده به دنيا آورده بپرس . برای فهميدن ارزش يک ماه : از مادری که نوزاد زود رس به دنيا آورده بپرس . برای فهميدن ارزش يک هفته : از سردبير يک روزنامه هفتگی بپرس . برای فهميدن ارزش يک ساعت : از عشاقی که در انتظار يکديگر به سر می برند بپرس . برای فهميدن ارزش يک دقيقه : از شخصی که قطار ، اتوبوس يا هواپيما را از دست داده بپرس . برای فهميدن ارزش يک ثانيه :از بازماندگان يک تصادف بپرس . برای فهميدن ارزش يک دهم ثانيه : از شخصی که در المپيک مدال نقره به دست آورده بپرس .
+ نوشته شده توسط مومیت در پنجشنبه یکم شهریور 1386 و ساعت
11:27 |
|
|